| سلام
این غزل را به سفارش یکی از بستگانم برای نوه اش اولینا که با مادر و پدرش در کشور فلاند زندگی می کند سروده ام
روی گل دید دل و باز زلیخای تو شد عاشق دیدن آن چهره زیبای تو شد
حسن یوسف همه با توست که در مصر زمان هر کسی دید تو را عاشق و شیدای تو شد
روی سیمین من از هجر تو چون زر شده است آه من آتش و این اشک چو لب های تو شد
گرچه دوری ز من ای میوه شیرین دلم چشم دل ناظر آن خوش قد و بالای تو شد
قلب عشاق سپند رخت ای گل پسرم
کالمی عاشق آن گل اولینای تو شد
آصف
|